معلم خوشگل!
به تو خبر داده اند که بچه ها نمى خواهند امتحان بدهند. با جديت و کمى خشم در حالى که برگه هاى کپى شده ى امتحان را در دست دارى وارد کلاس مى شوى. همه بلند مى شوند اما.... ناگهان.... صدايى با هيجان مى گويد: "خانم چه خوشگل شدين! چقدر اين مانتو قشنگه!"
البته امتحان برگزار شد!
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۸۷ ساعت 22:5 توسط رامک
|
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه