یکصد و چهل و سه
یکشنبه امتحان دارم. جزوه های درس را می گذارم روی میز٬ نوشته ام:
مسلمان = مسلم + ان (چه نوع "ان" است؟)
برآمد روز بی دینان: "روز" در لغت به معنای خورشید است ولی اینجا معنای روزگار می دهد.
- اول ما خلق الله نوری یا لولاک لم خلقت الافلاک
خداوند -->عقل اول --> جوهر ثانی... دل است دیگر گاهی بین دانه های تسبیح هم گیر می کند....نفس هیولایی: نفسی که هنوز خام است و هیچ شکلی به خودش نگرفته است.
القلب یهوی الی القلب: قلب به سمت قلب گرایش دارد.
توفیق: سازگاری و وفق پیدا کردن خواست خدا و عمل بنده.
....
پ.ن. آن جمله را همینگونه با رنگ دیگری نوشته ام و می دانم که هیچ ربطی به درس ندارد و مطمئنم جزوه ام ناقص است که آن زمان
"هرگز حضور حاضر غایب شنیده ای؟ // من در میان جمع و دلم جای دیگر است"
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه