معشوق مجنون
... می توان گفت که در دوره ی صفویه معشوق کمی از آن حالت کلیت بیرون می آید و دست کم می توان اشاره ای یافت که مثلا معشوق چشم سبز دارد یا سیاه. و این خود شکستن آن کلیشه ی چشم سیاه به عنوان سمبل زیبایی است. البته علت آن هم انتقال شعر فارسی به هند و رفت و آمد اروپایی های دارای موی بور و چشم زاغ به کمپانی هند شرقی است:
شمع سبزی بر سر سنگ مزار ما زنید
"اسیر شهرستانی"
... البته اروپایی ها تحقیقات زیادی راجع به کلیت و لافردیت معشوق شعر فارسی کرده اند و بخش عمده ای از این مسأله را به تئوری "انسان کامل" در تصوف برمی گردانند و خود آن تئوری "انسان کامل" تصوف را به زمینه های قبل از اسلامی قضیه برمی گردانند تا مایه های اوستایی آن و "انسان نخستین" در تفکر ایرانیان پیش از اسلام و "آذام قذمون" در تفکر باستانی یهود. 1 اینکه چرا چهره ی معشوق کلی است و در هاله ی قدس فرو رفته، مربوط به تاثیرات تطور نظریه ی "انسان کامل" است که تقریبا از آغاز اسلام به مسائل مختلفی آمیخته است. ... در هر صورت چهره ی کلی معشوق یکی از خصلت های شعر غنایی زبان فارسی است.
دکتر شفیعی کدکنی، ادوار شعر فارسی، از مشروطیت تا سقوط سلطنت
1. تصوف اسلامی و رابطه ی انسان و خدا، مقاله ی "انسان کامل"
پ.ن. اینجا مشاعره است.
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه