یکصد و چهل و هفت
پسرک به مادرش گفته:
برایم برادری بیاور که قدش از من بلندتر نباشه. خودش از من خوشگل تر نباشه. اسمش از من مهمتر نباشه... خیلی هم طول نکشه ها! یکی- دو ماه بیشتر حوصله ندارم صبر کنم....
+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 23:24 توسط رامک
|
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه