ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم می شود
همیشه کسی که خیانت می کند مقصر اصلی نیست. وقتی طرف دیگر رابطه یک خلا عاطفی به وجود بیاورد، خیانت شکل می گیرد. به این صورت که فردی که دچار حفره ی عاطفی شده برای فرار از فکرهای مخرب، به اولین چیزی که کمی از سرگشتگی عاطفی اش کم کند چنگ می زند. در این بین کافی است فردی کمی مهربان سر راه او قرار بگیرد. البته اینجا باید خیانت را هم تعریف کرد. فرد سرخورده شاید هیچ گاه وارد رابطه ای جدید نشود اما به خیال پردازی مشغول می شود و کمی آرزو می کند کاش دوست داشته شود و انتظار محبت بیشتر را می کشد و در تنهایی بین دو احساس متفاوت سرخورده تر می شود. از یک طرف دلش می خواهد همان فرد اولی او را دوست بدارد و تکه ی گمشده ی پازل احساسش را کامل کند و از طرف دیگر دلش محبت و توجه فرد دیگری را می طلبد تا مرهمی باشد برای زخم هایی که خورده است. همیشه کسی که خیانت می کند مقصر واقعی نیست...
پ.ن.1. دلم می خواهد نظرات تک تکتان را در این زمینه بدانم.
پ.ن.2. نظرات تاییدی نیست تا اگر خواستید با یکدیگر بحث کنید.
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 20:38 توسط رامک
|
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه