دویست و سی و هشت
ای کاش می شد
در پای شعر خوب
سجده کرد
و دیگر سر برنداشت
و همانجا مُرد...
در پای شعر خوب
سجده کرد
و دیگر سر برنداشت
و همانجا مُرد...
بر این باورم که بعضی لحظات زندگی آدمی چیزی از چنین شعر خوبی کم ندارد. ای کاش می شد....
پ.ن. شعر از "بیژن جلالی"
+ نوشته شده در جمعه هجدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 19:2 توسط رامک
|
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه