ای تمامی دروازه‌های جهان
مرا به باز یافتن فریاد گم شدۀ خویش
مدد کنید1


زن در سرش غوغای حرف‌ها و سکوت‌هاست، اما زبانش برای گفتن سنگین شده است.
نفس های بلند آرام یعنی تاب ماندن ندارد. انگشتانش بی‌اختیار روی گلویش حلقه می‌شوند تا شاید درد بغض فرو خورده کمی، فقط کمی، آرام بگیرد.


1. شعر از شاملو
پ.ن. عنوان از «نزار قبانی»: همه چیز را می‌توان پنهان کرد مگر گام‌های زنی که در درون ما راه می‌رود.
پ.ن.2. مدتی نمی‌توانم بهتان سر بزنم یا برایتان کامنت بگذارم.