گودر (1)
گودر مرحوم یادتون هست؟
بیشتر نتهایی که من مینوشتم قسمتهایی از متون ادبی بودند. من هم برای اینکه نت تکراری ننویسم مطلب را با عنوانهای مختلف دستهبندی میکردم تا وقتی میخواهم از همان شاعر/نویسنده دوباره متنی بیاورم بتوانم نتهای قبلی را به راحتی مرور کنم.
چند روز پیش که در لیستم به دنبال وبلاگی میگشتم فهمیدم که نتهایی که عنوان داشتند در ریدر فعلی سالم و دستنخورده حفظ شده.
دوباره نتها را خواندم و فکر کردم خواندن دوبارۀ متنها ضرر ندارد، در ضمن اینجا کسانی هستند که شاید برایشان تازگی داشته باشد. برای همین تصمیم گرفتم گاهی ناخنکی هم به آن گودر سابق بزنم.
برای اولین وعده هم نتی مینویسم که به قصد متنخوانی آنجا شر کردم:
ماهی مهر را هر وقت از آب بگیری تازه نیست
گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی
ورنه بسیار بجویی و نیابی بازم
سعدی
+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 0:15 توسط رامک
|
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه