چه خوش گفت امید!
اگر اخوان میخواست دو شاعر از میان معاصران و نسلِ بعد از نیما برگزیند یکی از این دو احمد شاملو بود ولی همیشه میگفت: این شاملو خودش خوب است ولی «تالی ِ فاسد» دارد و من «تالی عالی» دارم... میگفت شاملو، در این چشمانداز، شبیه ابنعربی است که خودش عارف بزرگی است ولی تالی فاسدش این است که عرفان را تبدیل به مشتی حاشیهنویسی و لفاظی و حرفهای بی سر و ته کرده است... اخوان عقیده داشت که شاملو چند شعر بی وزن یا شعر منثور خوب دارد، اما خیل انبوهی از مقلدان به دنبال خود دارد که کمترین ارزشی در کارشان نیست. راست میگفت: از میان خیل انبوه پیروان شاملو، نه یک شاعر بزرگ که حتی یک شعر درخشان هم ظهور نکرده است. اینها همه، به قول آن شاعر آمریکایی، «تنیس بی تور» بازی میکنند و در مسابقۀ تنیس بی تور، همه کس برنده است و بازندهای وجود ندارد. یعنی همه یازندهاند و عمرشان بر باد.
دکتر شفیعی کدکنی، حالات و مقامات م.امید، انتشارات سخن، 1390، ص 94
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه