هزار بادۀ ناخورده در رگ تاک است
چند نوبت که بخوابیم زمین میشکفد؟ (12)
آنجا که کلام پایان میگیرد: (
+
)
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 21:9 توسط رامک |
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه
پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
پیوندهای روزانه
مجلۀ تخصصی زبان و ادبیات عربی
فرصت خداحافظی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشتههای پیشین
خرداد ۱۳۹۸
فروردین ۱۳۹۶
بهمن ۱۳۹۵
آذر ۱۳۹۵
آبان ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۵
اردیبهشت ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
اردیبهشت ۱۳۹۳
فروردین ۱۳۹۳
اسفند ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آرشيو
آرشیو موضوعی
کلّ شیء یمکن إخفاؤه، إلّا ...
فرسائل هي الأرض المثالیة...
روان زن همچون میدان نبرد
تصویرها و زندگی میخی
شعر و ادبیات فارسی
خمار صد شبه دارم
شعر و ادب عربی
از زبانهای دیگر
کودکی که منم
فتوای شیخ ما
تذکر خواجۀ ما
از معلم بودن
کتاب خوانی
کمی حرف
موسیقی
از کتابها
جملات
باقی
گودر
مرا تبار خونی گلها به زیستن متعهد کرده است
چند شب که بخوابیم زمین میشکفد
علی دفتر، سأجمعُ کلَّ تاریخي
ده شب در اسپانیا
چه آرام و پر غرور گذر داشت...
عیناک مثل اللیلة الماطره
بر شانۀ من کبوتری است...
روی طاقهشال کهنۀ مرداب...
فکرم به همه جهان بگردید...
تأملات و تحملات
و رجلاي ریحٌ تجوب القفار
پیوندها
مرا آفرید آنکه دوستم داشت
صید قزل آلا در مدرسه
میان ماندن و رفتن
بین خودمون باشه
ستارۀ دنبالهدار
بی عمر زندگان
مک پک دونده
در تلخ هنوانه
اسب سیاه
دست یخی
شرق واژه
گیس طلا
من و من
دستان
12+1
لحظه
Pillar
پرژین
گلامور
افاضات
کرم کتاب
حاصل اوقات
بعد از شب هزار و یکم
توهمهای یک ذهن آلوده
BLOGFA.COM