گفتگوی تمدنها
زن اصیل انگلیسی. در جوانی عاشق مردی هندی شده بود. با او ازواج کرده بود و از آن به بعد زندگیاش معجونی از فرهنگ هندی و انگلیسی شده بود. این از کت و دامن خوش دوخت انگلیسیاش و دستبند زیبای هندیاش معلوم بود. دخترش عاشق مردی ایرانی شده بود. از آن مردها که غیرمذهبی میخوانیمشان. از آن به بعد زن با فرهنگ دامادش هم زیسته بود. نوهاش عاشق مردی ایرانی شد. از آن مردها که مذهبی میخوانیمشان. وسط جشن عروسی نوهاش که در سالن برگزار شده بود و زنان هنگام آمدن داماد چادر به سر میکردند، ایستاده بود و دختر دیگرش را نگاه میکرد که داشت از یکی از اقوام داماد، رقص ترکی یاد میگرفت.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 19:19 توسط رامک
|
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه