علی دفتر، سأجمعُ کلَّ تاریخي (30)
میخواهم بنویسم تا یادم بماند امشب چه اندوهگین و غمینم، اما کلمه ندارم، اشک هم. سردم است فقط، خیلی سردم است...


پ.ن. ال (+)؟ جایی هست که چمدانهایمان را باز کنیم؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22:57 توسط رامک
|
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه