کفش های گلی ات!
نشسته ام گوشه ی زندگی ام و به غریبه هایی که در آن راه می روند نگاه می کنم. فقط نمی دانم چرا کفش های تو بیشتر از دیگران آن را گلی می کنند!
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان ۱۳۸۷ ساعت 19:9 توسط رامک
|
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه