بر شانۀ من کبوتریست که از دهان تو آب میخورد (10)
«قد افتقدتک»
در ترجمهاش نوشتم «دلم برایت تنگ شده است».
وقتی کسی را که میخواهیمش نداریم، فارسی سینهمان را تنگ میکند، اما گم کردن کسی سینه را تنگ نمیکند، هر طرف را نگاه میکنی و پیاش میگردی و نیست. جستجوی دائم و خستگی همیشگی؛ پریشانی.
بنویسم «گُمت کردهام» و پریشان شوم و باد بیاید...
+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 18:9 توسط رامک
|
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه