علی دفتر، سأجمعُ کلَّ تاریخي (33)
عیددیدنیهای اولین صبح سال:
خانم عموی مامان- عموی مامان- دخترعموی مادربزرگم- خانم دایی مامان
ظهر برمیگردیم منزل برای خوردن ناهار
عیدیدنیهای عصر:
دخترعموی پریجانم- عمۀ پدر- داماد دایی مامان
شام منزل دایی مامان
+ نوشته شده در شنبه دوم فروردین ۱۳۹۳ ساعت 8:49 توسط رامک
|
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه