کلّ شیء یمکن إخفاؤه، إلّا خطوات امرأة تتحرّک في داخلنا (34)
فرسائل هي الأرض المثالیة التي
یرکض الکاتب علیها کطفل حافي القدمین*
عاقبت روزی دست میکشم از نامه نوشتن. آنهایی را که باقی مانده باشند برایم یا در واقع نگهشان داشته باشم میسپارم دست کسی تا بعد از مرگم چاپشان کند. اسمش را هم بگذارد «زوزههایی برای مهتاب».
*نزار قبانی
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم دی ۱۳۹۳ ساعت 1:28 توسط رامک
|
اینجا مینویسم به خاطر نوشتن داستانی که سخته نوشتنش و احتمالا هرچی جلوتر میره، نوشتنش سختتر هم میشه